{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Dana-Apada

روح من آنجا جریان دارد که خاطره ها می‌زیستن.
میان دشتی با برگ و الف های خشک، لبخندی از خود به جا بگذارم که اثری خارق العاده خلق کند..
اصلا انسانیت در من موج می‌زند، به هنگام دیدنِ لبخندی در خاطرات.
من از آنجا می‌آیم که میگویند سال ها از آن گذشته است؛ اما من هنوز آنجام!

اگر تنها یک سال پیش بوده است، خیلی دور است خیلی دور..
زیرا آنجا الان به یک قاب تبدیل شده است.
او که آنجا مانده است تو نیستی آن تویی دیگر است؛
با یکی در این میان که هم آنجا است و هم اینجا.!
فرقی نمی‌کند او من است یا منی دیگر، من این ارتباط را با خود در آنجا قطع نمی‌کنم.

لحظات کور زندگی آن لحظاتی اند که نمیتوانی آن را از قلب خود جدا کنی؛ اما در ذهن ات یک نقطه یا یک مکان کوری پیش نیست.
آن لحظات اغلب ساده اند، با نجوای همدلی و‌ روشنی می‌تابند. و تمام خاص بودن و زیبایی شان در شوق گرم و پیچیده در انسان بودنت می‌درخشن، چه در الان چه در قسمتی از وجودت و دایره‌ی زمان به نام گذشته.

بیایم آن لحظات کور را دریابیم؛ زیرا زندگی سخت آشکار پیش میرود و به آن بیشتر اهمیت میدهید.

اسلات هااای خاطره انگیز در این پست؛ به علت عشق فروان.

#خاطرات_تاریچه_لبخند
#گذر_زمان_عشق_ماندگاری
#دور_دست_دور_افتاده🍂

- عکس ها از سریالِ مانگار و زیبای (قصه های جزیره)
با نام اصلی "جاده ای به اونلی"
دیدگاه ها (۹)

Dana-Apada

Dana-Apada

Dana-Apada

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط